آری آغاز عشق دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست .
زندگی چیست ؟
زندگی شاید دلیلی است برای مجنون
زندگی شاید انتظاری است برای دیدار
زندگی شاید آرزویی است برای آرزومندان
زندگی شاید رویایی است در خواب
بارالها: دفتر عمر مرا روز جزا باز مکن
من به امید عطای تو خطاکار شدم .
آنکه از چشم تو انداخت مرا بی تقصیر
چشم دارم به همین درد گرفتار شود .

نامه دادم آب نریزین پشت سرم چون دیگه خیال بازگشت ندارم واسه همینه دربه درم با غصه ها همسفرم
اگر در زیبایی یکتا نبودی .... اسم زیبایت نمی شد
اگر رسواگر دل ها نبودی دلم بیهوده رسوایت نمی شد

به نام زندگانی حرامم شد جوانی جوانی را هدر کردیم و آخر نفهمیدیم به دنبال چه هستیم .
غریبه یه وقت نگی محبت کو اگه بگی کو محبت می گن بیبین دیوونست حرفاش چه بچه گونست تقصیر آدما نیست دلا همه دیوونست
اگر سردم...... اگر مجموعه ی دردم........ اگر پاییز در چشمم غزل خوانده ......ولی ای کاش میدیدی........ تمام ذهن پاکت در دلم مانده .........و یادت همه شبانگاهان.......... برای این دلم ......... چندی همان مهمان ناخوانده ........
عشق یعنی من و ...............![]()
![]()
![]()
![]()
بدین افسونگری وحشی نگاهی مزن بر چهره رنگ بی گناهی
شراب تو شراب زندگی بخش شبی می نوشمش خواهی نخواهی
اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبهایش
اگر حرفی زدم از گل تویی مفهوم و معناش
شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن
از کنارت می روم اما فراموشم نکن
اگر گفتم بشو اشکم اگر با اشک خود کردم رفاقت
تو گل بودی و من شبنم تو را من جستجو کردم
زندگی زیباست : به شرط اینکه دیگران زشتش نکنند
زندگی امید است : به شرط اینکه ناامیدی کاخ امید را بر سرت خراب نکند
زندگی شیرین است : به شرط اینکه یکبار هم که شده شهد شیرینی آن را چشیده باشی
زندگی آموزگار برجسته ای است که اول امتحان می گیرد و بعد درس می دهد
خدایا من نکردو هیچ گناهی فقط کردم به چشمانش نگاهی
اگر این کار من نامش گناه است مجازاتم بکن هرطور که خواهی
کاش خدا 3 چیز را نمی آفرید : عشق , غرور , دروغ . تا انسان ها به خاطر عشق از روی غرور دروغ نمی گفتند .
از دوست یادگاری دردی دارم این درد به صد هزار درمان نمیددم
عاقبت کشتی دل را به دریای جنون انداختیم
عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم .

ز بعد از مردنم افسوس خواهی خورد و خواهی گفت
که یار باوفایی بود و قدرش را ندانستم

من ندانم که کی ام من فقط می دانم
که تویی شاه بیت غزل زندگی ام .

بهار بود تو بودی عشق بود و امید
بهار رفت تو رفتی و هر چه بود گذشت


